تبليغاتX
یارالی اورک


یارالی اورک

بیر شیرین دیله بندم

 

سو یوخومدور قیزلاروننان بیلیسرسن خجالتم من.....

التماس دعا

بو یازینی دومان سهند جمعه چهارم دی 1388 ساعت 21:31 یازیب دیر | |

 

منی ترک ائدیب گئدیرسن هارا ای وفالی قارداش
سنیلن گئدیر منیمده ائلیمین جلالی قارداش

***
یئنه قم لر آتلانیبدیر ا و ر ه گینده کشمکشدیر
دئمیره م کی گئتمه قارداش بیلیره م کی سون گئدیشدیر
بو جهاد اکبر ، اصغر سنه بیر ایچیم سو ایشدیر
منه آمما چوخ چتیندیر کی آتام وصالی قارداش

***
گوره کیم عو قا بین اوسته اوتوروبدو شاهبازی
دئیر ای خدا نده ندیر بو حقیقتین مجا زی
سالیب اول رسا لی قدین ائله حیرته حجازی
گوره سرو اگر بو قددی گئده ر اعتیدالی قارداش

***
بیلیره م کی اود لانیرسان ال - آیاق چالاندا اصغر
اوجالا ندا گیزلین آهیم سنی ایله ییر مو کد ده ر
منه یا ر اولان بو چولده سنیلن باجین برابر
ائشیدیبدی کی گئدیرسن پوزولوبدو حالی قارداش

***
عله مین اسنده گویده اوره گیم سر ین له یه ردی
اوره گیم سرین له یه رکن سنه دردینی دییردی
هامی دردینه ده ین ال ائله دردیمه ده یه ردی
منه دردینی دئمه زدین نده ن ای حیالی قارداش

***
نه دئیم نه حاله قالدین سو یو لون عدو هورنده
اوره گینده قوپدو طوفان علی اصغر ی گورنده
آتامی گوره ن کی گوردو سنی رزم آتین سورنده
دئدی اولما بو علی دیر ، آتامین میثالی قارداش

***
سن او آی سان آی هر آخشام چوکوده ر اونونده داغ دیز
دایاغیم داغیم آماندیر بو بلالی چولده سنسیز
بو گئجه بو یول کسن لر تاپا گر رو قییه ده ن ایز
نه من اوللام اوندا نه سن پو زو لار جمالی قارداش


بو یازینی دومان سهند جمعه چهارم دی 1388 ساعت 21:24 یازیب دیر | |

 

رب منه بو لحظه دى بیر عمر ایله یارى        عشقونده سنون جان ویرورم هر ندن عارى

قان قان ویئن او خلا یا غورى الّى هوادتن        اوز اوند روب او خلار منه فنده سنه یارى

قربانوى سلما نظر مر حقوننن        جان اوسته وارام نعمتوون شكر گذارى

گرجام بلاده گنه وار باده خدایا        گوندر من عطشانه خمار قویما خمارى

دنیا سو اولا من سوسوزى سالماز عطشدن        قور تارسا عطشدن منى وصلوندى قوتارى

وردیم سنون عشقونده منه گلدى گمانم        بیر باشعرى قالان عاشقون دار و ندارى

بو باشد اسنو نكیدى كه سندیدى امانت        ردّ ایلورم ایندى سنه آن قوجا یوخارى

دشمن دیدى قول بیعته قوى من دیدیم اولماز        عشقم دیدى قان قان چا غیرسان دیدیم آرى

تهیدید ایلینگر منى مرگه نه بو لوگر        مرد آننى قانیله یوار اولساغبارى

زهرا چراغى مین بیله طوفانیله سونمز        حشره كیمى وار مشعلمون نورى ، شرارى

من ایستسویورم غرتنى دوشمینمونده        نینیم گورورسن دشمنون یوخدى چخارى

آخر نفسمدور گل آچوب گلشن جسمم        قان اویچره غمیم یوخ اورزوم اولسا سنه سارى

روحیم قوشى چوخداوندیكه قالمو شدى قفسده        بیراوخ تو خونوپ قلمبیمه سندردى حصارى

اوخ قلبمى داغون ایلیوپ توكدى داغتدى        وردى جالادى ، قانى یره ، قیردى دامارى

زهرا باغنون عنچه لرى گلگرى سولدى        تك بیر گونون عرضینده خزان اولدى بهارى

استاد شهریار

بو یازینی دومان سهند چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 19:25 یازیب دیر | |

 

امروز صبح، 30 آذر 88، دانشجویان ترک دانشگاه تبریز بعد از اعتراض های مکرر به کتابهای مورد نمایش در نمایشگاه کتاب کردی که با بی توجهی مسئولین همراه بود،در نهایت خود وارد عمل شدند.

 تجمع زمانی شروع شد که یکی از دانشجویان ترک با حضور در محل نمایشگاه کتابی را که حاوی نقشه مجعول کردستان بزرگ بود و نیز ادعاهای ارضی متعددی را نسبت به خاک های سرزمینی آذربایجان در متن خود داشت را پاره کرده و به هوا پرتاب نمود.سپس کردها به قصد ضرب و شتم این دانشجو به سوی وی حمله کردند .دانشجویان ترک حاضر در ساختمان مرکزی دانشجویان دانشگاه تبریز بعد از مشاهده این صحنه ها با شعار "آذربایجان میللتی ، چکممز بو ذیللتی" به داخل نمایشگاه کتاب هجوم بردند .که باعث شد کردها از این تصمیم خود صرف نظر کنند.دانشجویان ترک که در حدود 300 نفر بودند با تشکیل زنجیره انسانی در اطراف نمایشگاه مانع از رفت و آمد به داخل نمایشگاه شدند و تا یک ساعت نمایشگاه را به تعطیلی کشاندند که در نهایت غائله با دخالت ماموران حراست پایان یافت.
دانشجویان خواهان تعطیلی نمایشگاه، برخورد قاطع مسئولین با برگزار کنندگان نمایشگاه و نیزعذر خواهی از دانشجویان ترک بودند.
 

اعترض دانشویان به کتابهایی بود که در متن خود عناوینی همچون "آپوئیسم،ادعاهای ارضی نسبت به غرب آذربایجان،توهین به انبییا و ائمه،نقشه کردستان بزرگ،تبلیغ گروهک های تروریستی پژاک و پ ک ک،تجلیل از جنایت های اسماعیل سمیتقو در گذشته در غرب آذربایجان،نوشته هایی در باب  قاضی محمد،قاسملو و اوجالان،نوشته هایی در باب شبکه های تلوزیونی گروهک های تروریستی کرد از قبیل(ROJ TV,..) ..." را به همراه داشتند بود.

دانشجویان بعد از آنکه با قول مساعد مسئولین مبنی بر برخورد با عاملین این توهین مواجه شدند به  تجمع خود پایان دادند.اما اعلام کردند در صورت بی توجهی به در خواست هایشان در آینده ،دست به اقدامات دیگری خواهند زد
بو یازینی دومان سهند سه شنبه یکم دی 1388 ساعت 11:14 یازیب دیر | |

 

اویرنجی: بنا به ادعای وزیر آموزش و پرورش ایران تنها سی درصد از دانش آموزان ایران زبان مادریشان، فارسی است. این در حالی است که تحصیل به زبان مادری در ایران ممنوع و تلاشگران در این راه با دستگیری، شکنجه و زندان رو به رو می شوند.
به گزارش خبرگزاری‌های رسمی ایران، حميد‌رضا حاجي‌بابايي وزیر آموزش و پرورش ایران در مراسم بزرگداشت روز ملي پژوهش كه ۲۴ آذرماه در سالن حجاب مركز آفرينش‌هاي فرهنگي و هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان برگزار شد، اظهار داشت: هفتاد درصد دانش‌آموزان در سراسر كشور دو زبانه بوده و پس از ورود به كلاس اول و گذراندن يك سال تحصيلي هنوز زبان مادري آنها به فارسي تبديل نشده است؛ اين گونه دانش‌آموزان چگونه مي‌توانند با دانش‌آموزاني كه در تهران تحصيل مي‌كنند رقابت كنند.
سخنان وزیر آموزش و پرورش در حالی به زبان رانده می شود که حاکمیت ایران به شدیدترین وجه ممکن با فعالان ترك که خواهان تحصیل به زبان مادری هستند برخورد کرده و در حال حاضر نیز بسیاری از این افراد در زندان های ایران زندانی هستند.
حاجي‌بابايي با اظهار موارد فوق تاکید کرد: دانش‌آموزي كه در كلاس اول با اين افت تحصيلي مواجه شود تا آخر نيز نمي‌تواند موفق باشد.
جالب اینجاست که مسئولان دولتی ایران از این مهم آگاه هستند ولی بر خواسته ی به حق ملت ترك که اکثریت ایران را تشکیل می دهند خط بطلان کشیده و آنها را در زمره ی متهمان به جاسوسی، تجزیه طلب و اتهاماتی از این دست قرار می دهند

بو یازینی دومان سهند شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 3:18 یازیب دیر | |

 

اؤیرنجی:شوونیسم فارس درزمان پهلوی و هم بعد از انقلاب از هرگونه هویت طلبی در بین ملل غیرفارس ایران ترس و وحشت داشته و هیچ گونه حركت هویت طلبانه ای را بر نمی تابد. جمهوری اسلامی با احساس خطر از رشد هویت طلبی در بین جوانان و نوجوانان آذربایجانی بیكار ننشسته و از چندین سال قبل دست به انتشار نشریاتی با مضامین پان فارسیستی و آنتی تورك زده است. كه از این جمله می توان به هفته نامه های میثاق ، ایران شمالی و طرح نو اشاره كرد. این نشریات با اینكه خود را مستقل معرفی می كنند آنقدر ناشیانه عمل می كنند كه خواننده در اولین نگاه می تواند بفهمد كه به كدام ارگان رژیم وابسته هستند. این نشریات در تلاشی مذبوحانه می خواهند به مخاطبان خود( توركهای آذربایجان ) چنین القا كنند كه شما تورك نیستید و شما آذری هایی هستید كه كسروی می گوید تا به زعم خود جلوی آگاهی رو به رشد جوانان و نوجوانان آذربایجانی را بگیرد . مضامین این نشریات را می توان به دو قسمت عمده تقسیم بندی نمود:

1- تحقیر و توهین به ملت تورك (توركهای ایران و سایر كشورهای تورك) و حمله به شخصیت های بزرگ آن.

2-جعل تاریخ و بزرگ نمایی پادشاهان هخامنشی و ساسانی مانند ستایش و حمد كورش تا جایی كه او را تبدیل به پیامبر الهی می كنند.

در همین راستا در شماره 59 هفته نامه ی طرح نو مقاله ای (قسمت اول مقاله) تحت عنوان "افزایش تبلیغات گسترده گروه های پان توركیسم در جذب نخبگان آذری" نوشته حمید احمدی به چاپ رسیده است. نام برده از افزایش آگاهی در بین جوانان و نوجوانان آذربایجانی به خصوص قشر تحصیل كرده وحشت زده است و مقابله با آن را وظیفه عاجل خود می داند و از تحصیل جوانان آذربایجانی در دانشگاه های توركیه خشمگین است و تخفیف در اخذ شهریه تحصیلی توسط دانشگاه های توركیه برای تورك های ایران را تهدید تلقی می كند. ایشان همچنین تشكیل مجمع خلق های تورك متشكل از توركیه ، آذربایجان ، تركمنستان ، قزاقستان ، قرقیزستان و ازبكستان ، تاسیس دانشگاه ، دبیرستان ، دبستان ، مدارس مذهبی و شبكه های رادیویی و تلویزیونی با كمك توركیه ، اعطای بورسیه های تحصیلی به دانشجویان تورك منطقه ، تلاش برای بازسازی اقتصاد جمهوری های تورك و اعطای وام به این كشورها را توسط توركیه بر نمی تابد و این اقدامات را پان توركیسم و نژاد پرستانه تلقی می كند.

قسمت دوم این مقاله (درشماره 60) فصلنامه ی فرهنگی فارسی-توركی وارلیق را هدف گرفته و دكتر جواد هیئت(مدیرمسئول) و فعالین این نشریه را عناصر ماركسیست-پان توركیست می خواند. آقای حمید احمدی همچنین مترجم كتاب پان توركیسم اثر جیكوب لاندو هستند كه در بخش مقدمه مترجم كتاب مذكور به طرفداری و ستایش از پان فارسیسم می پردازند و پان فارسیست ها و نژاد پرستان مشهور دوره ی پهلوی مثل محمود افشار یزدی را معتدل و واقع گرا می خوانند. محمود افشار یزدی طرح جدا كردن اجباری نوزادان شیرخوار آذربایجانی و نگهداری آنها در شیرخوارگاه های مخصوص كه تا هفت سالگی تماس با والدینشان نداشته و كلامی از زبان توركی را از آنها نشنوند تقدیم دیكتاتور زمان خود رضا خان می كند. حال باید از آقای حمید احمدی این سئوال را كرد كه اگر محمود افشار یزدی و امثالش پان فارسیست های معتدلی هستند پان فارسیست های افراطی و رادیكال كدام ها هستند؟

بو یازینی دومان سهند شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 2:56 یازیب دیر | |

 

فوتبال اکنون بعنوان صنعت و پدیده ایی اجتماعی و سیاسی در جهان از جمله محبوترین دلبستگی های جوامع مختلف محسوب می گردد. سالیانه میلیاردها دلار در این صنعت جابجا می شود و علاوه بر مسائل اقتصادی هر کسی بنا بر فراخور فکری اش از این پدیده اجتماعی استفاده می کند. اکنون نمی توان منکر دخالت سیاست در فوتبال بود که این موضوع در ایران رنگ و بوی بیشتر و محسوس تری دارد، مثلا تقریبا همه مدیران باشگاهها از بین مسئولان و سیاسیون و نظامیان انتخاب می شوند و اکثریت قریب به اتفاق باشگاههای فوتبال در ایران وابسته به دو ارگان وزارت صنایع و نهادهای نظامی هستند.

سمبل فوتبال در آذربایجان نیز همواره شهر تبریز و باشگاه تراکتورسازی و نیز باشگاههای دیگری نظیر ماشین سازی، شهرداری، ایدم و ... بوده است که در این بین تراکتورسازی را بی شک میتوان سمبل فوتبال آذربایجان دانست. آخرین باری که این تیم در لیگ برتر فوتبال ایران حضور داشت مربوط به لیگ 1380-1381 بود که در طی آن بازیها به لیگ پایین تر سقوط کرد و اکنون پس از هشت سال با چهره ای کاملا متفاوت بار دیگر وارد لیگ برتر کشور شده است. در دهه های قبل شاید همگی تیمها و نیز تراکتورسازی در برخی از مسابقات با تیمهای پایتخت حتی در شهر خود نیز غریبه بودند که امسال شیرمردان آذربایجان در قالب تراکتورسازان معادلات موجود را بطور خیره کننده ایی برهم زده اند و در همه بازیهای این تیم مردم آذربایجان و تورک زبانان ایران از همه نقاط کشور عاشقانه تیم تراکتور را حمایت و همراهی میکنند. اگر به ریشه و زمینه های این مساله نظر افکنیم بی شک نقش فعالان هویت گرای آذربایجان و رشد شعور هویت گرایی و حس وطن دوستی و عرق ملی از جمله عوامل اصلی چنین حمایتی است. محتوای شعارهای هواداران تراکتورسازی همگی برگرفته از دردهای چندین ساله مردم آذربایجان است که با طنین دلنواز و صدایی رسا اینبار از استادیوم های ورزشی فریاد عدالت خواهی سر میدهند. ((یاشاسین آذربایجان))، ((یئل یاتار طوفان یاتار یاتماز تراختور بایرقی))، ((ترختورو ائل ایستر شرفلی میلت ایستر))، ((آذربایجان واریمیز تراختور افتخاریمیز)) و ... همگی شعارهایی هستند که در بررسی آنها بیش از همه حس وطن دوستی آذربایجانیان و تورکهای ایران ملموس است. حمایتها از تراکتور سازی بقدری شدید است که شاید بهتر است بجای ((تراکتورسازی تبریز))، ((تراکتورسازی آذربایجان)) نوشته شود چراكه اين تيم متعلق به شخص، گروه، نهاد یا جریان خاصی نیست.

اکنون مساله ایی که وجود دارد اینست که باید از این نهال و پایگاه حراست شود تا خدای نکرده اسیر حیله های بدخواهان و یا اشتباهات افراد هیجانی و نیز مورد سوءاستفاده جریانات سیاسی، گروههای سیاسی واقع نشود و وحدتی که در استادیومها شعار ((یاشاسین آذربایجان)) را با تمام دل و جان سر میدهند تبدیل به دو دستگی و حتی نفرت نشود. باید پذیرفت که بدخواهان آذربایجان تاب و توان و ظرفیت وحدت و یکدلی در آذربایجان را ندارند و به هر نحو ممکن در صدد خواهند بود تا در بین لایه های مختلف مردم آذربایجان تفرقه و اختلاف بیاندازند، اکنون که تراکتورسازی نماد وحدت آذربایجان شده است جا دارد تا فعالان و گروهها و جریانات مختلف سیاسی در آذربایجان با دقت بیشتری و بدور از احساسات و اقدامات زودگذر و هیجانی به مساله نظر افکنند و منافع کل مردم را در نظر بگیرند و کاری نکنند که خدای نکرده موجبات و زمینه های مسائلی در آذربایجان را فراهم آورد که خواست بدخواهان آذربایجان است. می توان بدخواهان را به دو دسته تقسیم کرد که یکی از ایشان آگاهانه و با قصد و نیت قبلی هدف آسیب رساندن به موضوعی را دارد و دسته دیگر آن افرادی هستند که ناآگاهانه و از سر جهالت و نادانی می خواهند کارهایی انجام دهند که در نهایت موجبات سرخوردگی و چنددستگی در آذربایجان را بوجود خواهد آورد یا آنرا شدت خواهد بخشید، اینگونه افراد یا دسته جات در واقع همان کارهایی را انجام میدهند که در اصل آرزوی بدخواهان (از نوع دسته یک) آذربایجان است. فعالان، گروهها و جریانات سیاسی موجود در آذربایجان باید بپذیرند و عادت کنند که باید بطرف وحدت پیش رفت و لزومی ندارد در مسائلی همه گیر بر طبل انحصارگرایی بزنیم و دست آوردهای ((همه)) را منحصر به ((خود)) بکنیم. تبلیغات و سهم خواهی را باید در مکانها و زمانهای دیگری که آسیبی بر منافع مردم وارد نشود جست. باید عادت کنیم که می توانیم در کنار همدیگر و فارغ از هرگونه دسته بندی نماد یکدلی آذربایجان باشیم. باید عادت کنیم که در مسیر مردم گام برداریم و بپذیریم که اشتباهات ما موجبات فاصله انداختن در بین لایه های مختلف مردم میشود. امیدوارم تراکتورسازی همچنان نماد وحدت آذربایجان باشد.

رضا داغستانی

بو یازینی دومان سهند شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 2:39 یازیب دیر | |

 

 

روزی که زبانمان را در دهانمان سوزاندند!(سیما دبدار)

امروز روز 26 آذر است. 63 سال پیش در چنین روزی به دنبال اشغال، نسل کشی و استقرار نیروهای ارتش شاهنشاهی در سراسر آذربایجان صدها هزار جلد کتاب نوشته شده به زبان تورکی آذربایجانی از کتابخانه ها، دانشگاهها، مدارس، کیف دانش آموزان، دفاتر ادارات و حتی طاقچه خانه ها توسط رژیم پهلوی جمع آوری شد و در اقدامی به غایت ضد فرهنگی و ضد مدنی، در میادین اصلی شهرهای تورک نشین برروی هم انباشته شده در آتش حقد و نفرت پان ایرانیستها سوزانده شد. . آنانی که چند روز قبل سیل خون را در شهرهای آذربایجان به راه انداخته بودند در 26 آذر ماه به قتل عام فرهنگ آذربایجان پرداختند تا به زعم خود هیچ نوشته ای و سندی را به زبان تورکی و از زمان حکومت خودمختار و ملی ایالت آذربایجان، برای نسلهای اینده ملت تورک آذربایجان باقی نگذراند

آری! امروز روز 26 آذر است. روزی که شقی­ترین انسان­ها با ژست ناجیان آذربایجان؟! همه کانون­های فرهنگی و هنری را ویران کردند، آلات موسیقی را شکستند، مرکز تئاتر و کتابخانه ی مجلس ملی را به آتش کشیدند. کتاب های در سی تورکی را سوزاندند و جشن کتاب سوزی برپا کردند. آنها بعد از شکستن مجسمه های ستار خان و باقر خان، عکس های رضا خان و محمدرضا خان را به جای آن ها گذاشتند. «ایواز طه» در نوشته­ای با عنوان "فرقه‌ی دموكرات آذربايجان و داوری يكجانبه" چه خوب به این مسئله اشاره می­کند: "...واقعيت اين است كه حتي انبوه اسناد مكتوب، در برابر آنچه در 26 آذر 1325 در ميدان ساعت تبريز روي داد گنگ و نارسا مي‌نمايد. در آن روز دانش‌آموزان دبستاني به صف كشانده شدند تا كتاب درسي «آناديلی» (زبان مادري) را "زنده باد شاه" گويان در آتش اندازند. آن جشن كتاب‌سوزان ساعت‌ها و روزها ادامه يافت و كتاب‌هايي در آن سوختند كه جز ادبيات شفاهي آذربايجان و چند اشعار كودكانه چيزي در آنها يافت نمي‌شد. شايد هدف از آن آتش‌سوزي كه اندكي بعد انبوه كتاب‌هاي غير درسي را نيز در كام خود كشيد، رفع موانع و هموار كردن راه براي ايجاد فرهنگ عمومي بود كه سنگ زيربناي آن در فرهنگستان اول گذاشته شده بود."

 و تعجب ­آور اینکه، هیچ سازمان سیاسی به این جنایت عظیم اعتراض نکرد. تنها آذربایجانیان شمالی بودند که با تن و جان خود با احساس این ظلم مطلق، بشریت مترقی را به دادخواهی فراخواندند. «صمد وورغون» شاعر بزرگ آذربایجان که در کنگره ی جهانی صلح پاریس شرکت نموده بود با خواندن شعر «یاندیریلان کیتابلار» (کتابهایی که سوزانده شد) اعتراض آذربایجانیان را به گوش جهانیان رساند.

من امروز تصمیم گرفتم تا این شعر را که به زبان تورکی سروده شده است به زبان همانهایی که این جنایت را در حق فرهنگ آذربایجان کردند برگردانم. چرا که این شعر خطاب به آنان سروده شده و احساس می کنم این نسلی از آنان که این روزها کلمه حقوق بشر را به آدامسی در دهان خود تبدیل کرده و همواره از ما آذربایجانیها دلیل سکوتمان در برابر حوادث اخیر کشور را جویا می شود می تواند جواب سوالش را در این شعر بیابد.

 

شهرت هزاران کمال، آرزوی هزاران قلب است

در هر ورقش نقش بسته احساسات چندین انسان

 

آن شعله ها زبانه می کشند و نور می افشانند به ظلمتها

تشویق می کنند ملت قهرمانی را که عشقی بزرگ دارد

 

بگو آیا آن دل سنگی تو هیچ آنها را شنیده؟

هر شکسته ام فرزند یک آرزوی مقدس است

 

شهرت شرق بزرگ است غزلهای فضولی

شهرت شرق بزرگ است غزلهای فضولی

جلاد! حتی اگر آتش شوند و بسوزند، خاکستر نمی شوند آرزوها

دنیای هر قلبی سعادتی برای خود آرزو می کند

قلب مادر طبیعت بنده نیافریده انسان را

از ازل دشمنم است تاریکی کثیف

با کائنات عوض نمی کنم شهرتم را حتی برای یک آن

هر خاکی عشق خود را دارد و هر ملتی نام خود را

چیستند آن چوبه های دار، بگو کیستند آنها که آویخته شده اند

دست نگه دار! دست نگه دار! بیدار است در هر قلبی یک شیر

آیا به نظرت بازیچه می آید صدای حق وطنم

جلاد! بگو آیا تو نسل کشی می کنی فدائیان را؟

زمان دارد می آید... من می شنوم صدای پایش را

خون صاف ملتم است آن خونی که همچون گرگ سر می کشی

ورق بزن تاریخها را و کمی شرم کن در برابر من

تاج گل کوراوغلو و ستارخان است بر سر من

آیا آن مادر من تومروس نبود که سر از تن کیخسرو جدا کرد؟

بران اسبت را، بتاز چهار نعل! میدان از آن توست... اما

آفتاب شرق بزرگ است این خاکی که من در آن زاده شده ام

قانیاق:http://simay.blogfa.com/
بو یازینی دومان سهند پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 ساعت 19:57 یازیب دیر | |

 

تحلیل مردم شناسانه اتهام ارتباط با بیگانه

ای موسی! فراموش نکن زمانیکه قتلی مرتکب شده بودی ما تو را از مصر خارج کردیم تا سرزمین های آزاد را تجربه کنی و برای رهایی بنی اسرائیل برگردی ( تورات، نقل به مضمون).

ارتباط با بیگانه یا همان جهان خارج به عهد عتیق برمی گردد که خداوند موسی را در جوانی از مصر فراری داد تا بعد از سالها برای نجات بنی اسرائیل برگردد و آنگاه که فرعون مصر بنی اسرائیل را تعقیب کرد در دریا غرق شد و این چنین آزادی بردگان بنی اسرائیل باعث آزادی مصریان (ملت حاکمی که خود تحت ظلم فرعون بود) گردید.

فردی که شخص دیگری را دستگیر می کند حلقه دیگر دستبند را به دست خود می بندد ، ملتی که نقش زندانی را به ملت دیگر تحمیل می کند خود نیز مجبور به ایفای نقش زندانیان است، با آزادی ملت مظلوم ملت ظالم هم آزاد می شود.

چرا حاکمان از ارتباط با بیگانه می ترسند؟ مگر این بیگانه چه دارد؟ راستی آنها از چه نوع بیگانه ای می ترسند؟ اگر آنها برای ما بیگانه اند پس ما هم بر آنها بیگانه ایم، آنگاه آنها چرا از ارتباط با مای بیگانه نمی ترسند؟ بلکه آنها هم می ترسند؟

همه چیز از نوع نگریستن شروع می شود. فرض کنید در فیلم آمریکایی یک سرخ پوست کراو ، بینی همسرش را به جزای خیانت می برد چه احساسی به شما دست میدهد ، آیا از عمل او متنفر می شوید؟ یا اینکه صحنه سوزاندن زن بیوه ای که شوهرش مرده است مشاهده کنید؟ احساس می کنیم که باید نهادی مانع این کارها گردد.
زمانیکه محصل دوره ابتدایی بودم گاهگاهی پایگاه مقاومت فیلمهایی با موضوعات جنگ ایران و عراق در مساجد روستا پخش می کردند. در صحنه ای رزمنده ایرانی با مخفی شدن در تاریکی سایه خاکریز نگهبانی عراقی را دستگیر کرده و با سر نیزه سر او را برید. حاضرین مسجد همگی تکبیر گفتند. فراموش نکنیم حاضرین صحنه بریدن بینی زن خیانتکار و سوزاندن بیوه نیز مراسمی شبیه پایکوبی دارند.

از دید یک مردم شناس فرق است میان نگریستن به یک جامعه از بیرون و نگریستن بدان از درون.

مثالی از یک حوزه دیگر می آورم: تصور تاثیری را بکنید که مرگ انسان بر آشنایان و خویشان او دارد. اگر از بیرون نگاه کنیم مرگ یک واقعه بسیار عادی است اما برای بستگان مرده مثل این است که دنیا زیرو رو شده باشد. ما هیچوقت نمی فهمیم که بر یک خانواده داغدار چه می گذرد مگر اینکه آن خانواده ، خانواده خود ما باشد و خود ما داغ دیده باشیم. من زنانی را دیده ام که هنگام مرگ شوهرانشان سر خود را چنان به دیوار بیمارستان کوفته اند که باعث شکستن سر شده است. حال در آن فضای سراسر هیجانی و عاطفی اگر از او بخواهند که برای آرامش روح شوهرش او را نیز بکشند و در کنار او بسوزانند با اشتیاق قبول خواهد کرد . ترس مرگ در برابر خود کشی داوطلبانه دورکیمی یا همان ایثار خودمان قلیل و نا چیز است. حال اگر این سنت سالهای سال تداوم یابد و نشان دلبستگی زن به شوهرش باشد حتی اگر زنی از مرگ بترسد ، ترس از انزوای اجتماعی ناشی از اثبات بی میلی او به شوهرش بزرگتر از آن خواهد بود و از مار غاشیه به آتش هیزم پناه خواهد برد. دیگر هیچ یک از اعضای آن جامعه آن عمل را نفرت آمیز و وحشیانه نخواهد خواند. فکر می کنم تصور این امر برای ما که تجربه ای مانند قمه زنی داشته ایم سخت خواهد بود.

چه چیزی می تواند این تسلسل اسارت و رضایت را پاره کند؟

نگریستن از بیرون جامعه ، نگریستن با یک فضای ارزشی دیگر ، تجربه جهان خارج از این اسارت و رضایت.

اینجاست که آنهاییکه نفع خود را در این تسلسل اسارت و رضایت می بینند از هرگونه ارتباط با جهان خارج می ترسند و این ترس در اتهامی با عنوان ارتباط با بیگانه خود را نشان می دهد. تا اینجا جواب سئوال علت ترس از ارتباط بود و اینکه این بیگانه چه دارد موضوع ادامه این نوشته است.

اصلا” قرار نیست این بیگانه چیزی داشته باشد و در حقیقت هم چیزی ندارد فقط تجربه ای جدا گانه دارد و می تواند ما را در نگاه از بیرون یاری کند. قرار نیست این بیگانه خارج از مرزهای رسمیت یافته امروزی باشد. جهانی خارج از جهان تک صدایی ماست.

کافیست در دانشگاه با چند نفر هم اتاق باشی که تصور آنها از تاریخ صدر اسلام با تصور تو فرق می کند، اگر همیشه ایمان داشتی که حضرت عمر رضی ا… عنه غاصب حق حضرت علی (ع) است کسانی را خواهی دید که خلافت اسلام را حق حضرت عمر می دانند و این یعنی تجربه ای متفاوت و نگاهی از بیرون . بیگانه تو را با این نکته ساده آشنا می کند که همچنان که من کتب درسی خود را به زبان خودم(فارسی) می خوانم تو هم می توانستی و می توانی کتب درسی خودت را به بان خودت ( تورکی) بخوانی.

ارتباط با بیگانه به تو یاد می دهد که آنچه با آموزه های دینی تو شرک است ، آموزه های دینی مردم چند روستا آن طرفتر است. آنها علی (ع) را می پرستند کاری که از دید آموزه های دینی تو شرک است ولی زیارت مزار علی آرزوی توست چیزی که بیگانه دیگر آن را هم ردیف شرک می داند و همه از این شرک گریزانند. چیزی که به مدت هفت هزار سال آیین پدارن ما بوده اند. و همه اینها از دید یک بیگانه دیگر پوچ و بی معناست ولی از دید یک مردم شناس اینها زمانی معنا پیدا می کنند که از درون جامعه از درون آن ارزش نگریسته شوند.

کاری با خود این ارزشها ندارم ولی ایمان دارم که هستند کسانیکه اینها را وسیله حفظ قدرت و منفعت خود قرار داده اند و دیگران را به اسارت در آورده اند و این ارزشها باعث توجیه و رضایت اسیران شده است.

مثالهای مذهبی من تنها برای فهم راحتتر مسئله بود. فضای بیگانه چیزهای زیادی برای تجربه دارد که چطور تک صدایی زبان فارسی در ایران باعث رشد استبداد مرکزی شده است و شکستن این تک صدایی زبانی و فرهنگی چقدر راحت است. فقط کافی است یک زن بیوه خود را به شعله های آتش تسلیم نکند آنگاه این سنت خواهد ریخت ولی افسوس که این عمل حتی به مخیله یک زن هم خطور نمی کند تا روزی که بیگانه ای را از نزدیک ببیندکه بعد از مرگ شوهرش هنوز زندگی می کند دیگر به این اسارت تسلیم نخواهند شد. اگر من می دانستم که صد کیلومتر آن طرفتر از روستای ما کشوری به نام جمهوری آذربایجان وجود دارد که در آن کتب درسی در دورهء ابتدایی به زبان خود اوست. و نه آسمان بر زمین آمده نه زمین دگرگون شده و نه … مگر به این راحتی استبداد تک صدایی فارسی و تحمیل آنرا قبول می کردم. و فکر میکنم هنوز هم ساکنین ایران نمی دانند که در جمهوری آذربایجان ۲۵۶ مدرسه مخصوص زبانهای ساکنان غیره تورک آن کشور وجود دارد و بهتر است بدانند در جمهوری آذربایجان دو روستا با جمعیت پانزده هزار نفر (جمعا”) کرد زندگی می کنند و دو مدرسه با نودوهشت دانش آموز دورهء ابتدایی را به زبان کردی می خوانند.

بنی اسرائیل از مصر گریخت اگر برده ای نباشد برده داری نیز نخواهد بود بنی اسرائیل رهایی یافت و مصریان از ننگ برده داری رها شدند. فرعون نیز هنگام تعقیب بنی اسرائیل در دریا غرق شد و مصر نجات یافت. فرعون همیشه حضور خود وظلمهایش را با توسل به وجود بنی اسرائیل که همیشه مترصد خیانت است توجیه می کرد، مصریها هرچند خود مورد ظلم واقع می شدند اما ترس از تحرکات بنی اسرائیل آنها را به تحمل و حفظ این وضعیت یا همان رضایت از اسارت سوق می داد. اول موسی از مصر گریخت بعد بنی اسرائیل. چون امیدی برای مصری ها نبود که بر علیه فرعون با آنها متحّد شوند.

تاریخ معاصر ایران پر از لحظاتی است که آزادیخواهان فارس هم از ترس آزادی آذربایجان از تک صدایی فرهنگی فارسی در کنار تک صدایی سیاسی استبداد قرار گرفته اند و هنوز هم این اشتباه تاریخی را تکرار می کنند.

من زندانی باید دستبند را پاره کنم تا دست آن سرباز بی خبر از همه جا نیز آزاد شود. ارتباط با بیگانه اتهام بزرگی است از دید آنها که تا بوده همین بوده و بگذارید همین بماند ایده آل آنهاست. هر چند این اتهام جرم بزرگی است ولی غیره قابل بخشش نیست و بسیاری از افرادی که مرتکب این جرم شده اند بخشوده می شوند، لذا ایمان داریم که این اتهام سرپوشی است برای انتقام از دو گناه بزرگ سعید متین پور از دید حاکم، دو گناهی که دلیل اصلی حبس هشت ساله متین پور است ، در دو نوشته بعدی بخوانید…

حال این سئوال: سعید کجا مرتکب ارتباط با بیگانه شده است؟ شاید بگویید سفر ترکیه ، این جواب نادرست است. سعید سالها بود که هر روز هم مرتکب ارتباط با بیگانه می شد هم خود بیگانه می شد. او بیگانه ای بود در میان اصلاح طلب های تهران تا به آنها نگریستن از بیرون را یاد بدهد ، به آنها یاد بدهد تا به جنبش ملی آذربایجان بیرون از تصورات قالبی و شوونیستی خود نگاه کنند و مانند یک مردم شناس از درون آذربایجان و بر اساس نیازها و ارزشهای آذربایجان نگاه کنند. هر روز می نوشت و نوشته هایش را آنهایی که از دید حاکم بیگانه اند می خواندند. ما را با جهان خارج پیوند می داد. همیشه نگران خبر رسانی دستگیر شده گان بی نام و نشان آذربایجان بود، تا انها را به جهان خارج و به بیگانه اطلاع دهد. به قول خودش دستگیر شدگان به اطلاع رسانی ما نیاز ندارند از هم اکنون صدای آنها در اعماق تاریخ طنین انداز شده است. ما به آنها نیاز داریم تا به بهانه دستگیر شدگان سکوتمان را بشکنیم.

من سعید را زیاد نمی دیدم ولی تصور می کنم از احوال یکدیگر حدودا” خبر داشتیم، هر وقت او را می دیدم نمی خواستم از اوضاع شخصی او چیزی بپرسم ولی مطمئن بودم وقتی سایر دوستان مرا ببینند و بدانند سعید را دیده ام از اوضاع شخصی سعید خواهند پرسید. حالت گنگ و نا شناخته ای بود میان امتناع و کنجکاوی. عجب اینکه این احساس و مراعات دو جانبه بود ، او هیچ از احوال شخصی من نپرسید و هیچ ندانست ، هرچه بود بر حسب مسموع بود. همیشه گلایه می کرد که در خصوص خبر رسانی کم کاری می کنید، بخصوص در مورد پرونده بهروز علی اده عصبانی می شد و می گفت: شانزده ماه در زندان ماند و شما عکسی از او نداشتید. بهروز علی زاده کوهی در قامت یک مرد، مردی که امروز هم در زندان است. آن روز سعید احساس می کرد در قبال بهروز شرمنده است و من امروز شرمنده هر دوی آنها.

آنها نیازی به ما ندارند از هم اکنون از اعماق تاریخ آذربایجان طنین صدای سعید و بهروز را می شنویم ، ما به آنها نیاز داریم تا بهانه ای برای شکستن سکوت خود کنیم.

قیل قامیش (گیلگمیش) بر سر جنازه انکیدو گریه می کرد چون احساس می کرد مرگ سراغ همه خواهد آمد، اگر انکیدو مرد پس او نیز خواهد مرد ، می ترسید و گریه می کرد. (از حماسه سومری، نقل به مضمون

ابراهیم رشیدی (ساوالان)
۱۰/۰۹/۱۳۸۸

بو یازینی دومان سهند پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 ساعت 19:51 یازیب دیر | |

 

 

 بابک کیمی دور قوللارینی چیرمالا هئی هئی

تورک ائللرینی ییغماغا تونقال قالا هئی هئی

باش بولگو بولنر سیزی یاددان چیخادیبلار

حق المالی دیر دور یاپیشاق قول قولا هئی هئی

غم دیو کیمی دونیانی دوتوب اووجونا سیخدی

باس بارماغی سینسین بوغازین پارچالا هئی هئی

ای نسل نسیمی سیزه سوسماق کی یاراشماز

تورک اوغلو دئمز اخ!درسین سویسالا هئی هئی

بو یازینی دومان سهند شنبه بیست و یکم آذر 1388 ساعت 11:58 یازیب دیر | |

 

تاسیس حکومت ملی آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری در آذرماه 1324 گام بلندی بود که برای پیشرفت اجتماعی و گسترش سیاسی در آذربایجان و به طبع آن در ایران، با استفاده از شرایط پیش آمدهء بعد از سقوط استبداد رضا خانی، صورت گرفت و خلق آذربایجان هوای تازه ایی را در شَش های خویش به جولان در آورد و خون تازه ایی بررگهایش جاری گشت.

حکومت ملی آذربایجان تاریخاً برای خلق آذربایجان و ترکان ایران از جایگاه ویژه ایی برخوردار است. سیدجعفر پیشه وری در واقع با پیوستن به این حرکت و تاسیس حکومت ملی به پدر تاریخ مدرن آذربایجان در ایران بدل شد. وی تمامی زندگی خود را در راستای آرمانهای اجتماعی و برابرطلبانه مصروف داشت و یکی از صادق ترین، پردانش ترین و شناخته شده ترین روشنفکران و فعالین سیاسی زمان خود بشمار می رفت.

 حکومت ملی آذربایجان بنیاد اندیشه و عملی را پی ریخت که سرنوشت خلق آذربایجان و ترکان ایران را در راستای ترقی و پیشرفت رقم می زد و حکومت ملی آذربایجان به مثابه پشتوانه تاریخی آذربایجان در تاسیس حاکمیت خویش بر تارک تاریخ این سرزمین حک شد.

 حکومت ملی آذربایجان، حاکمیت مشروعی بود که بر بنیاد انتخابات آزاد و رای بیش از هشتاد درصد مردم در آذربایجان از یکسو و بر اساس کنوانسیونهای بین المللی که بر حق تعیین سرنوشت ملل و حق حاکمیت آنان صحه می گذارد، از سوی دیگر شکل گرفت.

 یک بار سید جعفر پیشه وری در مقاله ایی تحت عنوان "ایران بر سر دو راهی" نوشت که ایران یا به حق حاکمیت ملیتهای داخل ایران احترام می گذارد و از این طریق این کشور رو به پیشرفت می گذارد و یا مطالبات ملیتها در این کشور را سرکوب می کند و از این طریق، ایران باید همواره در زیر سیطره استبداد به حیات خود ادامه دهد. این سخن پیشه وری اینک بعد از 61 سال طنین انداز فضای سیاسی ایران است. در واقع این درایت رهبر سیاسی استکه آذربایجان در دهه های آغازین تاریخ جدیدش آن را تجربه کرده است.

 خدمات اجتماعی یکساله حکومت ملی آذربایجان گویای جایگاه والای این حکومت در تاریخ نوین آذربایجان است. اصلاحات ارضی و تقسیم زمین در میان دهقانان، برابرحقوقی زنان با مردان، خدمات عظیم اجتماعی، به صحنه آوردن تمامی خلق برای تغییر ودگرگونیهای سیاسی و اجتماعی، تاسیس مدارس و استفاده از زبان ترکی به مثابه زبان رسمی خلق آذربایجان،  تاسیس دانشگاه تبریز، تاسیس رادیو تبریز و دهها خدمات دیگری که در طول مدت فقط یکسال به انجام رسید و مهر ترق و پیشرفت را در نهاد جامعه کاشت و برای همیشه الهام بخش مبارزه مردمی خلق آذربایجان وترکان ایران گشت.  لذا 21 آذر 1324 در تاریخ به سمبل اعمال اراده ترکان و حق حاکمیت ملی خلق آذربایجان در ایران بدل شد. 

 علی رغم گزافه های طرفدار سلطنت در خصوص حکومت ملی آذربایجان، اینک بعد از شش دهه حکومت ملی آذربایجان به قلب تپنده جوانان آذربایجان بدل شده است و سید جعفر پیشه وری پدر معنوی و بلامنازع تمامی فعالین آذربایجانی با هر فکر و اندیشه ایست.

یونس شاملی

بو یازینی دومان سهند چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ساعت 16:23 یازیب دیر | |

 

دیگر کار انرژی هسته ای تو بالا گرفته و از چپ و راست حرفها یی به گوشت میرسد.

حرفهایی که هر چند بعضی اوقاتش آنقدر ملایم است که احساس کنی دیگر دشمنی نداری و می توانی بدون دغدغه حضور دشمن اشتباهاتت را جبران کنی و حق دیگران را بدهی.اما این ملایمت زیاد طول نمی کشد.در یک چشم زدن دوستان دیپلوماسیت از روس گرفته تا چینی علیه تو قطعنامه امضا میکنند.همانهایی که هر چه داری برایشان قربان صدقه میکنی.جتی برادران مسلمانت هم برایشان مهم نیست چه بر سرت می آید.انرژی هسته ای تو به چه درد ملت خورده که به درد آنها بخورد.تنها لطفی که میکنند رای ممتنع میدهند تا مبدا درآینده در تحویل دادن اورانیوم های 40 ساله به آنها شکی داشته باشی. سیاست جهانی است.کاریش هم نمی شود کرد.

مگر خود ما کم از این کارها کرده ایم که می نالی؟

یادت نمی آید کی وارد این سیاسیت شدی؟یادت نیست حقیقت را کی چال کردی؟ ؟یادت رفته آن شور و هوا را؟ زمانی که جنگ بود و همه چیز برای خدا میگفتی "مجاهدین چچنی" قهرمانانه چنان کردند و چنین کردند.جنگ تمام شد در یک چشم به هم زدن همان مجاهدین مسلمان شدند تروریست.حتی اسمهایشان را هم تغییر دادی مبادا که مردم بفهمند از که می گویی. یادت رفته صدا و سیمای میلیت را ؟من که هرگزفراموش نمیکنم وقتی "مشهد اف" رئیس جمهور منتخب مردم چچن به شهادت رسید در تلوزیونت اعلام کردی که "مسقداوف" کشته شد،چه طعمی داشت.انگار که روس ها قول سر شبشان را فراموش کرده اند و اس300 را تحویل نمیدهند و در مصاحبه هایشان اعلام میکنند که نمیتوانی از خاکت دفاع کنی.میبینی سیاست چه ها میکند؟

راستی یادت هست در جنگ ارامنه با مسلمانان شیعه طرف چه کسی را گرفتی؟یادت هست که چه کسی سلاح را برد و چه کسی سیب زمینی را؟ یادت هست فریاد میزدند "قره باغ دان قان آخیر       تبریز اوزاخدان باخیر" ؟و آیا یادت هست دستور دادی که برگردید قره باغ مسئله ای داخلی است؟یادت هست که  چه بر سر مسلمانان آوردند.آنهم نه از نوع بهاییش که مردار میدانی و نه از نوع  وهابیش که هر کجا گیر بیاوری اعدام میکنی.از نوع خودت.از نوع خودم.از انهایی که برای حسین گریه میکنند.!!!!

کاش شریعتی هم بود و می دید که چه کردی.اگر روزی گفت که" در عجبم از مردمی که زیر ظلم اند و بر حسینی میگریند که آزادانه به شهادت رسید" امروزگریه هایت را بی ثمر نمیخواند و اذعان میداشت که در ظاهربه نام  حسین میگریی و از باطن سر حسین میبری.

اگر تو اینها را فراموش کرده ای من خوب به یاد دارم.مگر میشود کودکانی را که با حمایت تو توسط داشناکهای ارمنی مثله شده اند را فراموش کرد؟مگر خاک اشغال شده فراموش میشود؟مگر میشود مسجدی را که با حمایتت به خوکدانی تبدیل کرده اند فرامش کرد؟باورکن آذربایجان اینها را به سینه اش حک کرده.فکر میکنی که بشود این را شست؟

دلت را هم خوش نکن به اینکه چون آذربایجان فراموش کار است قطعنامه را امضا نکرد و وکیلش جلسه را ترک نمود.نه در سیاست جهانی از این خبر ها نیست.اگر او بر علیه تو رای نداد دلایل خودش را داشت.هدفهای خودش را.مگر نشنیدی که امروز قرار است کار مذاکرات را باارامنه یکسر کند؟این چیزی را به یادت نمی اندازد؟مگر نشنیدی که گفته اگر امروزبا مذاکره نشد با زور می تواند این کار را بکند؟

پس دلت را بی خود خوش نکن.هر چه باشد خون هزاران بی گناه که کشتی یا باعث کشته شدنش شدی دامنت را خواهد گرفت!!!!

 

 

بو یازینی دومان سهند دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 22:45 یازیب دیر | |

 

ساعت 9:05 دقیقه صبح سه شنبه 19 آبان است. هوا در استانبول اندکی خنک است. تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان می جوشید اما به یکباره انگار زندگی در استانبول و تورکیه می ایستد!

ماشینها وسط خیابان، پل و کوچه ها می ایستند و راننده و مسافران در را باز کرده و سر پا می ایستند.

مردم عادی که در کوچه ها و پیاده روها در حال حرکتند به یکباره بی حرکت می ایستند.

در وهله اول این اقدام تورک ها بسیار تعجب آور است. شاید اگر روز سه شنبه 10 نوامبر در استانبول می بودید چشمانتان چهار تا می شد!

مردم بعد از یک دقیقه بی حرکت ماندن به حرکت خود ادامه می دهند. سالی یک بار اکثر مردم تورکیه رأس ساعت 9 و پنج دقیقه دهم نوامبر به مدت یک دقیقه به صورت سر پا بی حرکت می ایستند. ماشین ها متوقف می شوند. کارگران ساختمانی نیز از جای خود تکان نمی خورند و سکوت می کنند. به طوری که می توان گفت زندگی در ترکیه برای یک دقیقه می ایستد!

 اما علت آن چیست: بعد از پرس و جو متوجه می شوم دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاتورک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم تورکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیانگذار جمهوریشان می ایستند

آتاتورك به هنگام ضعف عثمانی در لیبی ، بالكان ، سوریه و چندین كشور دیگر كه آنزمان جزو امپراطوری عثمانی بوده اند با انگلیسی ها و سایر كشورهای استعمارگر جنگیده است . اكنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در كنسولگری ها و سفارتشان در توركیه به حالت نمیه افراشته در می آورند .

بو یازینی دومان سهند یکشنبه یکم آذر 1388 ساعت 9:34 یازیب دیر | |

 

زبانهای تركی آذری و تركی استانبولی هر دو دارای ریشه اوغوزی هستند.این دو زبان به همراه تركمنی (زبان مردمی كه در جمهوری تركمنستان و شمالشرق ایران زندگی می كنند) گروه اغوز یا غربی را از خانواده زبانهای تركی (لهجه های آذری و استابولی و تركمنی و اوزبكی و قزاقی و قرقیزی و ...) تشكیل می دهند.

>تفاوتهای كه بین این دو لهجه به وجود آمده را می توان در قرنهای 13 تا 19 میلادی دانست.در واقع تفاوتهای بسیار اندكی بین این دو لهجه وجود دارد تا جایی كه مردم ترك این سه كشور شعرای نامی آذربایجانی را ازجمله نسیمی و قاضی و برهان الدین و فضولی و ... و داستانهای دده قورقود و كوراغلو را به طور مشترك از آن خود و جزو فرهنگشان می دانند.در بخشهایی از دو كشور این تفاوتها در قرن نوزدهم به دلیل توسعه زبانی و تاثیرپذیری از زبانهای خارجی بیشتر شد.

1.اورتوگرافی و فونولوژی
از سال 1928 الفبای عربی مورد استفاده در هر دو كشور به لاتین تغییر یافت.اما این الفبا مجددا در 1939 درآذربایجان به سیریلیك تغییر یافت كه تا سال 1991 مورد استفاده قرار می گرفت.در سال 1991 الفبای لاتین جدید در آذربایجان بر پایه الفبای مورد استفاده در تركیه جایگزین سیریلیك شد.اما در آذربایجان 3 حرف بیشتر وجود دارد.q(ق) كه معادل آن در تركیه k و g هست و x(خ) كه معادل آن در تركیه k و h است و ə كه گاهی معادل e در تركیه است.(فتحه در تركی استانبولی وجود ندارد)

تفاوت در تلفظ : تغییر -u- تركیه ای به -o- آذربایجانی


فارسی تركی استانبولی تركی آذری
لب dudak(دوداك) dodaq/dodax(دداخ)
بیدار شو uyan (اویان) oyan(ایان)

تغییر -ü- تركیه ای به -ö- آذربایجانی
بزرگ büyük(بویوك) böyük(بیوك)
زیبا güzel(گوزل) gözəl(گزل)

تغییر در حرف قبل از -v-
صیاد avçı(آوچی) ovçu(اوچو)
خرگوش tavşan(تاوشان) dovşan(دوشان)

تغییر -ü- تركیه ای به -i- آذربایجانی
كوچك küçük(كوچوك) kiçik(كیچیك)

بسیاری از كلمات دخیل عربی و فارسی در تركی استانبولی در هنگام تلفظ با تلفظ آنها در تركی آذربایجانی تفاوت دارند.
قلب kalb(كالب) qəlb/gəlb(قلب)
معلم muallim(موآللیم) müəllim(موعللیم)

در تركی آذری بنا به قاعده ای كلمه ای كه با حرف ı شود وجود ندارد و این كلمات را به هنگام نوشتن با حرف i می نویسند.گرچه تلفظ آن فرقی نمی كند.
روشن ışık(اشیك) işıq/işıx(ایشق)
رعد و برق ıldırım(الدرم) ildırım(ایلدرم)

تلفظ كلمات در بسیاری از بخش های تركیه بر خلاف بخشهای مركزی شبیه به تركی آذری است.
پشت arka(آركا) arxa(آرخا)
بخوان oku(اكو) oxu(اخو)
زیاد çok(چوك) çox(چوخ)
پا ayak(آیاك) ayax/ayaq(آیاق)

بساری از كلماتی كه در تركیه به حروف p , ç , k , t ختم می شوند در آذربایجان به b , c ,g , d تبدیل می شوند
شیر süt(سوت) süd(سود)
كتاب kitap(كیتاپ) kitab(كیتاب)
رنگ renk(رنك) rəng(رنگ)
گرسنه aç(آچ) ac(آج)

2.مورفولوژی
حروف اضافه در هر دو زبان یكی هستند.به طور مثال برای "از" dən و dan گفته می شود.وبرای "در" də و da گفته میشود.اما در تركیه در كلماتی كه به حروف صدادار ختم نشوند حرف d به t تبدیل می شود.در تركیه -mektepten- "از مكتب" و در آذربایجان -universitetdə- "در دانشگاه" گفته می شود.برای "را" از حروف اضافه nı, ni, nu, nü استفاده می شود.اما در تركیه در كلماتی كه به حروف صدادار ختم می شوند از حروف اضافه yı, yi, yu, yü استفاده می شود.به طور مثال در آذربایجان -dəryanı- "دریارا" و در تركیه -deryayı- گفته می شود.در آذربایجان یك استثنا برای این قاعده وجود دارد و آن استفاده از حرف اضافه -yu- برای "آب" است.

در تركی آذری برای فعل "هستم" از كلمات y)am, (y)əm) استفاده می شود و در تركیه از كلمات
y)ım, (y)im , (y)üm) .برای دوم شخص هم در آذربایجان از sən و san ودر تركیه از sın و sin و sun و sün استفاده می شود.برای اول شخص جمع در تركیه از y)ız, (y)iz, (y)uz, (y)üz) و در آذربایجان از كلمات
y)ıq, (y)ik, (y)uq, (y)ük) استفاده می شود.بقیه اشخاص در هردو لهجه یكی هستند.

ضمایر شخصی در هر دو زبان یكی هستند با این تفاوت كه تركیه ایها -mən- را -ben- می گویند: mənim,məni,məndən,mənə,məndə و در تركیه benim,beni,benden,bana,bende می گویند.سایر ضمایر هیچ تفاوتی ندارند.

ضمایر اشاره در هر دو لهجه یكی هستند و -şu- به معنی این در آذربایجان وجود ندارد.وبه جای آن از -həmin- استفاده می شود.بعضی از كلمات قیدی در دو لهجه متفاوتند:
كدامیك hangi(هانگی) hansı(هانسی)
همه hepsi(هپسی) hamısı(هامیسی)
هیچكس hiçkimse(هیچ كیمسه) heş kəs(هچ كس)
هیچكس hiçkimse(هیچ كیمسه) heç kim(هچ كیم)
هیچ چیز hiçbirşey(هیچ بیر شی) heç nə(هچ نه)
كجا nerde(نرده) harada(هارادا)
چه زمان ne zaman(نه زامان) haçan(هاچان)
چگونه nasıl(ناسیل) necə(نئجه)

درجات صفتها در هر دو لهجه یكسان هستند : -daha gözəl- زیباتر و -ən gözəl- زیباترین و -bomboş- خالی خالی.

شماره ها اندكی متفاوتند:
چهار dört(درت) dörd(دورد)
هفت yedi(یدی) yeddi(یددی)
هشت sekiz(سكیز) səggiz(سگگیز)
نه dokuz(دوكوز) doqquz(دوققوز)
بیست yirmi(ییرمی) iyirmi(اییرمی)
هزار bin(بین) min(مین)
میلیارد milyar(میلیار) milyard(میلیارد)

بعضی از حروف اضافه مورد استفاده در آذربایجان در تركیه وجود ندارد:-təkin- "مثل" و -tək- "مثل" و -kimi- "مثل" (معادل -gibi- در تركیه) و -cən- "تا" و -sarı- "به سوی".

بعضی از شناسه های شخصهای افعال اندكی در دو لهجه با یكدیگر تفاوت دارند.در آذربایجان برای اول شخص مفرد معمولا از شناسه های -əm- و -am- و برای دوم شخص مفرد از شناسه های -sən- و -san- و برای اول شخص جمع از شناسه های ıq, ik, uq, ük و در تركیه برای اول شخص مفرد از شناسه های
y)ım ,(y)im, (y)um, (y)üm) و برای دوم شخص مفرد از شناسه های sın, sin, sun, sün وبرای اول شخص جمع از شناسه های y)ız, (y)iz, (y)üz) استفادخ می شود.به طور مثال در آذربایجان -gəlməliyəm- "باید بیایم" و در تركیه -gelmeliyim- گفته می شود.

وندهایی كه برای زمان استمراری استفاده می شوند هم كمی متفاوتند.در آذربایجان از وندهای های y)ır, (y)ir, (y)ur, (y)ür) و در تركیه از وند i)yor) استفاده می شود به طور مثال در آذربایجان به "می آیم" -gəlirəm- و در تركیه -geliyorum- گفته می شود.در آذربایجان زمان ماضی نقلی ای استفاده می شود كه در تركیه وجود ندارد.مثال : -gəlibsən- به معنای آمده ام.

در آذربایجان دو روش برای ایجاد زمان مضارع الزامی وجود دارد كه تركی استانبولی این دو نوع فرم را ندارد.مثلا برای " بیایم" هم -gələsiyam- و هم -gərək gələm- استفاده می شود.شكل منفی این زمان در هر دو لهجه تركی با استفاده از وند های mı و mə (در تركیه me) ایجاد می شود.

در آذربایجان فعل -let me come- به صورت -gəlim- و در تركیه به صورت -geleyim- ترجمه می شود.فعلی كه برای توانایی انجام كاری گفته می شود در هر دو لهجه شكل یكسانی دارد.-gələ bildim- و -gele bildim- (توانستم بیایم) اما شكل منفی این فعل در دو لهجه كمی متفاوت است.در آذربایجان منفی به صورت -gələ bilmədim- و در تركیه -gelemedim- بیان می شود.(البته -gəkəmmədim- هم در آذربایجان رواج دارد)

وجه وصفی در هر دو لهجه یكسان ساخته می شود ولی چند نوع آنها بیشتر در آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد.ası, əsi ,malı, məli مانند: həllediləsi iş به معنی كاری كه حل خواهد شد.و oxumalı kitab به معنای كتاب خواندنی.

3.كلمات :
اكثریت قریب به اتفاق كلمات در هر دو لهجه یكسان هستند.ولی كلماتی هم هستند كه در لهجه دیگر یا وجود ندارند یا به معنی دیگری هستند.برای مثال كلمات زیر در آذربایجان به كار می روند ولی در تركیه مورد استفاده قرار نمی گیرند.ویا معنی دیگری دارند.
danış (حرف بزن) و tap (پیدا كن) و bulaq(چشمه) و arvad(زن) و bayır (بیرون) و kənd (روستا) و qabaq(جلو) و yağış(باران) و subay(مجرد) و düş(بیفت) و qurtar(تمام كن) و işlət(به كار ببر) و lap(بسیار زیاد).



كلمات دخیل: در هردو لهجه كلمات دخیل زیادی از عربی و فارسی وجود دارد كه اكثرا در یك معنی ولی با كمی تفاوت در تلفظ به كار برده می شوند.در آذربایجان كلمات زیادی از زبان روسی و در تركیه از انگلیسی و ایتالیایی و یونانی وارد شده كه بیشتر آنها مربوط به وسایل تازه اختراع شده و كلمات علمی و لوازمات زندگی مدرن هستند.مثلا -qəzet- در آذربایجان و -gazette- برای روزنامه به كار میروند.

4.تركیب :
دستور ساخت جمله معمولا در خانواده لهجه های تركی به صورت موضوع+شی+فعل است.كه این روش در هر دو لهجه آذربایجانی و تركی هم هست.اما به دلیل قرنها همسایگی با زبان فارسی این زبان همچنان كه تاثیرات فراوانی از تركی گرفته در عین حال تاثیرات فراوانی بر هر دو لهجه نیز گذاشته است.مهمترین تاثیر فارسی بر تركی را می توان كلمه "كه" -ki- دانست.اما به دلیل اینكه بیشتر تركان آذربایجانی در محدوده كشوری زندگی می كنند كه تنها زبان رسمی آن فارسی است این تاثیر بیشتر به چشم می خورد مثلا در آذربایجان جنوبی جمله "می دانم كه به باكو می روی" را به صورت -bilirəm ki bakıya gedirsən- و در تركیه به صورت -bakuya gittiğini biliyorum- بیان می شود.

تاثیر مهم دیگر فارسی بر تركی آذربایجانی در فرمول ساخت جملات پرسشی است.یعنی معمولا در آذربایجان جنوبی در جملات پرسشی از كلمه mı استفاده نمی شود.به هنگام استفاده نكردن این كلمه در جمله سوالی جمله به صورت خبر نوشته می شود.در حالیكه در تركیه هرگز در نوشتار جمله سوالی بدون كلمه پرسشی مطرح نمی شود.در گفتار هم همینوطر مگر در موارد استثنایی.

از مطالبی كه گفته شد می توان فهمید كه اختلافات تركی آذری و تركی استانبولی زیاد نیست.و بسیار سخت است كه آنها را دو زبان جدا عنوان كنیم.به نظر می رسد این دو گویش یكدیگرند.در واقع بیشتر تركیه ایها تركی آذری و بیشتر آذربایجانیها(شمالی) تركی استانبولی را به راحتی می فهمند و حتی می توانند به آن صحبت كنند
.

بو یازینی دومان سهند شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 18:50 یازیب دیر | |

 

شاه بابامیز ستارخانین شهادتینین ایل دونومون بوتون آذربایجان میللتینه تسلیت دییرم.

ستار خان در بستر و باقر خان در کنار وی

بو یازینی دومان سهند دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 17:50 یازیب دیر | |


Design By : Night Skin

<